یک سال دیگه هم گذشتچقدر با تو خوش بودیم
چقدر ناراحتت کردیم چقدر یادمون رفت که هستی چقدر از بودنت سرمون رو بالا گرفتیم چقدر از خجالتت سرمون رو پایین انداختیم چقدر.... چقدر خوبه که تو هستی که پدری که رفیقی که عزیزی که عزیز دلی چقدر خوبه که به ما یاد دادن عاشقانه زندگی کنیم . . . پدر تولدت مبارک امسالم باز کیک تولدت رو یکی دیگه برید و بازم نیومدی و شمع ها انقدر گریه کردن که خودشون خاموش شدن تولدت مبارک
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی

روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه / نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه
این چه خورشید غریبی ست که با این حال نزار / پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه
شیرمردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار / دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نه
هر کجا می نگری نام حسین است و حسین / ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نه
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی


چه یکشنبه ی جمعه ای ...!
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه / نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نهاین چه خورشید غریبی ست که با این حال نزار / پای نعش قمرش رفت ولی قولش نهشیرمردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار / دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نههر کجا می نگری نام حسین است و حسین / ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نهبرچسبها: امام, سیدالشهدا
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی


دیشب صدای تیشه ، از بیستون نیامد ؛
شاید به زیر آوار .،. فرهاد رفته باشد ...
#هموطن_تسلیت...
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی

" width="502" height="630" />
قرآنی روی سر
دلی پاک شده
و دعایی مستجاب
#من_یاد_تو_می_افتم
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی
میشود فردا بیایی؟
تا فردا همه چیز را مرتب می کنم،
لباس نو میپوشم و منتظرت می مانم
تا فردا کوچه را جارو میکنم،
گل ها را آب میدهم و منتظرت می مانم
نیایی، فردا می آید و مرا با خود میبرد،
فراموش می شوم
خیال تو میماند در امروز،
فراموش می شوی
فقط تا فرداست که من منم،
بیا و بگذار بمانم...جمعه دیر می شود!
موضوعات مرتبط:
برچسبها: امام زمان, دوستت دارم
خوش تَر اَز نَقشِ تو دَر عالَم تَصویر نَبوُد ....
برچسب: زیباترین,
نویسنده: غزل یوسفی

میرسد از همه جا رایحه ناب ظهور
باید آماده شوی زود که او می آید ...
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی

✦ تمامـ ِ رنگــ هـآے دنیــا ..
✦【روسیاه】مـﮯ شوند [!]
✦ وقتـﮯ سیاهـﮯ ِ ♡ چادرم ♡
✦ قد عَلم مـﮯ کند !
★ چـﮧ خوب مـﮯ دانستند قدیمـﮯ تـر هآ :
◥ بالاتر از سیاهـﮯ رنگـﮯ نیست ◣
برچسب: سیاهی,
نویسنده: غزل یوسفی
کبوتر میگفت: عاشق آسمان است!
اما همیشه روی گنبد تو مینشست...
آسمانیتر از شما مگر پیدا میشود؟
سلام آسمان هشتم ، امام رضا جان!
خورشید جان!
خوش آمدهای، روشنی ببخش.
از روشنای آمدنت شب شکسته است.
در چارچوب های زمین جا نمیشوی
از هِیْبتت غرور مکعّب شکسته است.
موضوعات مرتبط:
برچسبها: تولدت_مبارک, ولادت
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی

رهبر من
،
نور چشمان من است
برچسب: چشمان,
نویسنده: غزل یوسفی

فکر کردن به آن هم شیرین است ...
در دلم قند آب می شود ای کاش زودتر ببینمت
می گذاری به روی شانه ی من،
ناگهان دست مهربانت را
مانده ام آن زمان چگونه دهم،
پاسخ اولین سلامت را
#یاصاحب_الزمان
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی

عیدهایمان بو میدهند
بوی توپ،
بوی کاغذ رنگی،
بوی تند ماهی دودی،
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب...
کاش جای همهی اینها ، بوی گل نرگس میامد، بوی تو!
برچسب:
نویسنده: غزل یوسفی